مهمترین نکته ی مناظره ی آقایان احمدی نژاد و رضایی
1- آقای محسن رضایی که پیشنهاد دهنده ی مناظره کاندیداها بود ، توانست از خلال مناظرات در نزد مردم اعتبار مهمی برای خود بیندوزد و عمده ی آن اعتبار ، مربوط به مناظره ی با آقای احمدی نژاد بود.
برتری علمی و اخلاقی آقای رضایی کاملا محسوس بود و تسلط ایشان بر مطلب و فضا باعث شد تلاش آقای احمدی نژاد برای استفاده از روش های مرسوم جدلی و تخریبی به نتیجه نرسد. بحث حاشیه ای نصب فرماندارها یکی از آنها بود.
2- آقای احمدی نژاد که در دو مناظره ی قبلی به شدت شیوه ی افشاگری و تخریب شخصیت کاندیدا را پی گیری میکرد، در این مناظره فقط غیر مستقیم و به طعن که عموم متوجه نمی شدند به نکاتی از جمله نحوه ی تحصیل ( کلاس نرفتن ) و شباهت یا یکی بودن 9 منطقه ی فدرال با 9 منطقه ی سپاه اشاره کرد . در حالیکه برای افشاگری ( درست یا نادرست ) موضوعات مهمتری چون ماجرای پسر آقای رضایی و ماجرای نامه به امام و پایان جنگ وجود داشت . بعلاوه دیگر صحبتی از سه نفر علیه یک نفر در میان نبود!! بنا براین عملکرد تهاجمی آقای احمدی نژاد به وضوح تبدیل به مواضعی محتاطانه شده بود.
3- هر چند هر دو در مناظره موقر و متین عمل می کردند ولی به نظر می رسید متانت آقای رضایی خصلتی باشد ولی متانت آقای احمدی نژاد تصنعی بود یعنی سعی میکرد که متین باشند.
4- از نکاتی که لبخند بر لب نشاند این بود که بنا به قرعه و قواعد مورد توافق مناظره ، قرار بر این بود که آقای احمدی نژاد شروع کننده و آقای رضایی پایان دهنده مناظره باشند ، اما آقای احمدی نژاد تلاش داشتند با استفاده ی کم از وقت شان دردورهای اولیه ، دور آخر سخن را به دست آورند و این تبدیل به کشاکشی برای سخن گفتن در لحظات آخر که تاثیر و ماندگاری بیشتری دارد ، شد و سرانجام با دخالت مجری و یادآوری قانون مناظره به آقای احمدی نژاد پایان یافت !
5- اقتصاد ، محور مناظره ی دو کاندیدا بود ، در حالیکه تنوع موضوعاتی که یک رییس جمهور با آن مواجه است بسیار فراتر است و همگی مغفول ماند.
6- آقای احمدی نژاد نه تنها از تب و تاب افشاگری افتاده بود بلکه اعتراف آشکار به تورم 25 درصدی نمود و ناچار شد ارقام قبلی خود را تحت عنوان تورم نقطه به نقطه توجیه کند!! بعلاوه محسوس بود که ایشان در ارایه ی آمارو ارقام جانب احتیاط را دارد . روی دیگر این ماجرا زمانی بود که آقای رضایی با طرح شاخص جدید اقتصادی به نام شاخص فلاکت آقای احمدی نژاد را غافلگیر کرد و آقای احمدی نژاد هیچ توضیحی جز اعتراضی نامفهوم نداشت.
7- آقای احمدی نژاد این که رییس جمهور و هیات دولت در سفرهای استانی به اموری در حد درست کردن جوی آب ( هم ) می پردازند ! را صریحا رد نکرد و دلیل امر را به عهده ی بوروکراسی موجود در دولت انداخت . ( آقای رضایی نپرسید که چرا ایشان به جای اصلاح نظام اداری ، خود و هیات دولت را تضییع میکند.)
8- و نهایتا به نظر من مهمترین ویژگی این مناظره حادثه ای منحصر به فرد بود که من برای بار اول میدیدم :
عادت مالوف افراد جناح راست موسوم به اصول گرا این است که امام ، رهبری ، نظام و اسلام را برای خود هزینه کنند و زمانی از این ها یاد می کنند که در توجیه اعمال و گفتار خود درمانده باشند یا بخواهند نشان دهند که خیلی آدم معتقد یا وفادار به نظام ، رهبری و ... هستند ( این آویزان شدن اخیر را معادل ریا میتوانید بگذارید) ، اما آقای رضایی پس از اینکه برتری علمی – اخلاقی خود را نشان داد آنگاه برای امری که به حوزه ی اقتدار ریاست جمهوری مربوط نبود و به سیاست های ماجراجویانه ی رییس جمهور فعلی مربوط بود آنهم پس از نقد غیرمنصفانه ی آقای احمدی نژاد و ضرورتا در حد پاسخگویی به سوالی که ضرورت داشت - و نه مایه گذاشتن از رهبر برای خود - جواب داد . و این در وانفسای کنونی حادثه ای مهم است . آقای رضایی گفت: بله،خطر جنگ بود، با درایت و هشیاری رهبری ما و نیروهای مسلح و روشنفکران بود که مشکل حل شد. خطر جنگ بسیار بسیار جدی بود، آقای بوش سه بار میخواستند به ایران حمله کنند که با این اقدامات و رو شدن دست آنها این مسأله خنثی شد. نیروهای مسلح ما چندین مانور نشان دادند، رهبری به همه آماده باش دادند که صددرصد باید جنگ را جدی و در دست بگیریم، تا جایی که تحلیلگران دفاعی هم آقای بوش را در تنگنا قرار دادند، و ایشان مجبور شد بگوید که ایران جوسازی میکند.
