ابرام برکاندیدای واحد اصلاح طلبان
شرایط کنونی کشور واصلاح طلبان، عنایت به واقعیت های داخلی وخارجی ، انگیزه این نوشتار است امید اینکه بالا نشینان فضیلتی درخور هواداران صادق داشته باشند.
1- تفرقی که در انتخابات ریاست جمهوری 1384 در جبهه اصلاحات پیش آمد باعث شد علیرغم برتری مطلق آرا بر جناح راست ، انتخابات را ببازند و برای خود و کشور شرایطی پیش آورند که جبران آن به زمان طولانی وهزینه های عظیم نیازمند است . و این در حالی است که امروزه اذعان بر این است که آن تفرق در جبهه اصلاحات بخشی از طرح جناح مقابل برای شکست اصلاح طلبان بود و متاسفانه اصلاح طلبان در اثر غرور یا غفلت متوجه آن نشدند.
2- از نخبگان کارکشته و دردمند سیاسی پذیرفته نیست که تجربه و اشتباه قبلی را تکرار کنند . تکرار غلط آشکار بخشودنی نیست وجای تاسف عمیق ونگرانی عظیم است که جلوداران جبهه ای که اعاظم آن را بهترین روشنفکران این کشور تشکیل میدهند ، به اقدامی ادامه دهند که امروز حتی ساده ترین هوادار جبهه اصلاحات ، آن راکاری نادرست و اشتباهی آشکار می داند .
3- رسیدن به یک کاندیدای واحد حتی اگر توسط خود کاندیداها یا هواداران آنها مشکل باشد ، نقشی است که ناچار برعهده اعاظم جبهه اصلاحات و خصوصا جناب آقای خاتمی است ، این تقاضای مصرانه و هشیارانه هواداران خرد وکلان اصلاحات از ایشان است که امروز با مشورت و پادرمیانی و چانه زنی های پنهان ، و اگر نشد همراه با هیئتی جهت حفظ حرمت و احترام ، با تقاضای واضح و شفاف و علنی ازیکی از طرفین استدعا کنند که با کناره گیری ، وفاداری خود را به سرنوشت نظام ،مردم ، کشور و اصلاحات نشان دهند .
ماجرای قضاوت امیرالمومنین (ع) بین دو زنی که ادعای مادری بر طفلی واحد می کردند را فراموش نکرده ایم . آنگاه که خطر مسلم شد مادری که صاحب واقعی طفل بود ، ازفرزند خود چشم پوشید .
اکنون شرایط همین است و آنکه از کاندیداتوری کناره می گیرد – همانگونه که آقای خاتمی انجام داد – دلسوخته واقعی مملکت و اصلاحات است .
کناره گیری و خروج از صحنه کاندیداتوری شکست یا ضعف نیست ، اقدامی مبتنی بر یک فضیلت خردمندانه برای آینده کشور است . اقدام آقای خاتمی و پیامد های آن نشان داد که با انصراف او از کاندیداتوری نه تنها از ارزش های او کم نشد بلکه شخصیتی فرزانه تر و اخلاقی تر ، از او ترسیم شد . رجاء واثق این است که کاندیداهای اصلاح طلب نیز به اندازه ی هواداران عادی از دلسوزی و تعهد برخوردارند و لذا خود مداری را به کنار می نهند و تکلیف جبهه هواداران اصلاحات را شفاف می سازند و امید را به مردم و میهن باز می گردانند .
4- اما اگر این اتفاق نیفتد چه می شود ؟
الف : شق اول این است که یکی از کاندیداهای اصلاحات رای می آورد . در این صورت آنکه رای نیاورده وحدت شکن و انسجام گریز شناخته خواهد شد .
ب: شق دوم این است که یکی از کاندیداهای جبهه مقابل رای آورد . دراین صورت هردو کاندیدای اصلاح طلب عهده دار مسئولیت شکست اصلاحات و زیان های غیرقابل جبران به مملکت خواهند بود .
ج: امید کشانده شدن انتخابات به مرحله دوم با کاندیداهای طرفین آرزوی چندان محالی نیست ولی واقع امر این است که وضعیت جناح مقابل در یک انتخابات دوقطبی شرایطی پیش می آورد که محاسبه عواقب کار را ناممکن می سازد و فقط توان نیروهای اصلاح طلب را به هرز می برد .
5- راحت ترین ، معقول ترین ، کم هزینه ترین و هوادارپسند ترین گزینه ، رسیدن به یک کاندیدای واحد حداکثر پس از تایید صلاحیت کاندیداها است وادامه روند کنونی بجز بلاتکلیفی هواداران ، ناامیدی ، ریزش نیرو و شکست انتخابات ، حاصلی ندارد ، یعنی همان استراتژی که جناح مقابل به شدت پی گیر آن است !!
تعارف ، تکلف ،رودربایستی و مجامله در سیاست سم است و اکنون مهلک تر است . امید هواداران جبهه اصلاحات این است که تمامی حرکات و اقدامات انجام شده قبلا از سوی سران اصلاحات طراحی شد ه باشد که نهایت آن رسیدن به کاندیدای واحد است درغیر این صورت تردید درعقل ونیت کلیه آنان رواست .
والسلام